تحقیق عوامل مؤثر در تربیت کودک از دیدگاه اسلام

این رویکرد در آثار فیلسوفانی چون کندی ، فارابی ، عامری ، مسکویه ، ابن سینا، اخوان الصفا و خواجه نصیرالدین طوسی بازتاب یافته است و عمدتاً ریشه در تفکر یونانی ، خاصه آثار افلاطون و ارسطو و جالینوس ، دارد (محقق ، ۱۳۶۹ ش ، ص ۷۷) و از طریق زبانهای واسطه ، مثلِ زبان سریانی ، به عربی راه یافته است . در بارة این نظام تربیتی (نظام مرید و مرادی ) تحلیلهای گوناگونی عرضه شده است (برای نمونه رجوع کنید به نراقی ، ص ۱۸ـ۲۶).رویکرد فلسفی . در زمینه تربیت فرزند، والدین گرامی می توانند از مشاوره خانواده راهنمایی بگیرند. در این راستا در ذیل اجمالاً اشاراتی به اصول حاکم بر این نوع تربیت میشود. تربیت به ادب نیز دو گونه است : آمیخته با حیله ، و جدّی . اگر چه در این رویکرد در بارة دقایق مربوط به تعلیم و تربیت کودک و بزرگسال مشروحاً کندوکاو شده اما به عقیدة برخی محققان ، رویکرد فلسفی کمترین تأثیر را در قلمرو تعلیم و تربیت اسلامی داشته است ( رجوع کنید به عبدالفتاح احمد فؤاد، ص ۲۷۸ و پانویس ۱؛ مسکویه ، ۱۳۵۵ ش ، مقدمة ارغون ، ص بیست وشش ). با آنکه نکاتی که صاحبان این رویکرد در آثارشان بیان کرده اند در قرون متمادی همواره در محافل علمی مورد توجه دانشمندان اسلامی و حتی فقیهان و عالمان اخلاق و عارفان بوده و تأثیر آنها را در آثار این دانشمندان بوضوح می توان نشان داد، جز در دوران جدید توجه کافی به این رویکرد نشده است .

شیخ هم که کارش ایجاد محبت میان خداوند و خلق اوست (عزالدین کاشانی ، ص ۲۲۷)، در نظام تربیتی صوفیه ، غیر از داشتن علم به احکام و فرایض به قدر ضرورت و حسن اعتقاد دینی و حسن اخلاق (نجم رازی ، ص ۲۴۴) و نیز آگاهی از بیماریهای نفس و شناخت عینی داروهای علاج این بیماریها، باید برای تصدی مقام تربیت ، واجدِ «دین انبیا» و «تدبیر اطبا» و «سیاست ملوک » باشد (باخرزی ، ج ۲، ص ۶۶).از سوی دیگر، شیخ نیز نسبت به مرید وظایفی دارد که «حق تربیت » خوانده می شود (عزالدین کاشانی ، همانجا). به عقیدة اهوانی (ص ۸۳) علت عدم استقبال عمومی از اندیشه های فلسفی و کلامی و تصوف ، غموض این اندیشه ها و احیاناً افراط برخی از اصحاب این اندیشه ها بود و در مقابل ، بساطت تعالیم اهل حدیث و آسان فهم بودن و پیچیدگی نداشتن آنها موجب اقبال عمومی به آنها شد و چون اهل اندیشه و متکلمان و احیاناً صوفیان نمی توانستند با عامة مردم ، خاصه کودکان ، به آسانی معاشرت کنند کار تعلیم و تربیت کودکان به دست اهل حدیث افتاد (همان ، ص ۸۴) و بدینگونه رویکرد فلسفی در تعلیم و تربیت اسلامی ، به حاشیه رانده شد.ذیلاً آرای چند تن از ارکان رویکرد فلسفی که از اهمیت بیشتری برخوردار است ، بررسی می شود.کندی از آن حیث که قلمرو تعلیم و تربیت را گسترش داد و علوم اوائل را وارد آن ساخت ، پیشاهنگ تعلیم و تربیت اسلامی در قرن سوم خوانده می شود (عبدالفتاح احمد فؤاد، ص ۲۷۸).

او در همین کتاب (ص ۷۸)، در بحث از فضائل و چگونگی آموزش آنها و شرایط کسی که آموزش دادن آنها را باید عهده دار گردد، با استفاده از آرای افلاطون در این باب ، به تعریف تعلیم و تأدیب و تفاوت آن دو می پردازد. به این جهت اسلام از کار خلاف عفّت سخت نهی نموده، چرا که آینده نسل ها را فاسد و جامعه را به فساد می کشاند. ضرورت پرداختن به اخلاق از نظر عامری دو سبب دارد: یکی اینکه اخلاق مقدمه ای است برای وصول به سعادت اعلی یا همان سعادتِ عقلی و دیگر اینکه برای همة مردم دست یافتن به سعادت عقلی ممکن نیست ؛ ازینرو، اخلاق یا سعادت اخلاقی سعادتی است که دستیابی بدان برای همة بشر امکان پذیر است و خود به خود مهم است ( رجوع کنید به ابوزید، ص ۲۴۱ـ ۲۴۲). تلاش برای اینکه متعلم آنچه آموخته تصدیق نماید از دو راه تحقق پذیر است : یکی از طریق برهان و دیگری از طریق اقناع (همانجا). علوم انسانی ، به معنای مورد نظر کندی ، با چهار شرط قابلِ تحقق است : طلب ، بحث ، حیله و زمان (همان ، ص ۲۹۸ـ۳۰۰).

منظور از این آزادی ها سخت گیری نکردن، تعلیم به موقع و متناسب با سن کودک، کمک های لازم به کودک در رفع نیازهایش، دادن ابتکار عمل و آزادی به او به خصوص در اموری مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن، بازی کردن، شانه زدن مو، مسواک کردن و… بنابراین، ضرورت دارد تا به توصیههایی که در خصوص همسرگزینی، نحوه معاشرت و تعاملات رفتاری والدین و زمینهسازیهایی که برای فرزنددار شدن و ضرورتهای رفتاری پدر در دوران بارداری مادر و آمادگی آنها برای تولد کودک ارائه شده، توجه علمی و عملی به عمل آید. حیله (در لغت به معنای چاره ساختن )، وسیله یا روشی است که دانشجو در طلب معرفت از آن تبعیت می کند، زیرا همة علوم واجد روشی واحد نیستند و هر علمی روشی ویژة خود دارد (همان ، ص ۲۹۹). آنها یا احتراز از آنها را بیان می دارد (ص ۱۷۶). کانت می نویسد: «یکی از اصول تعلیم وتربیت که همواره باید مورد توجه دست اندرکاران برنامه های تربیتی باشد، این است که کودک نباید تنها بر حسب وضع فعلی نوع بشر پرورش یابد، بلکه باید او را براساس شرایط آینده تربیت کرد. می آید (ابوزید، ص ۲۶۸).وظیفة مربی دوگونه تربیت است : تربیت به ادب و تربیت به تأدیب .

دیدگاهتان را بنویسید