تربیت فرزندان در اسلام – تابش

روش الگویی بهترین ، مؤثّرترین وطبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزشهای اخلاقی و فرهنگی درخانواده است وطی آن فرزندان درمسیر طبیعی زندگی به راحتی این ارزش ها را فرا می گیرند وبه آنها خومی گیرند. نیروی غضب برای دفاع و مبارزه با تجاوزات بیگانه، نیروی شهوات در مسیر طبیعی برای بقای نسل و لذت ها و تفریحات سالم، و نیروی وهمیه برای کسب امور عادی در حدّ طبیعی لازم است. وزیر آنچه را به صلاح مملکت خویش نمیداند، بدون هیچ محدودیتی در میان میگذارد و در حمایت از رأی خویش ادلّه خود را با آزادی کامل عنوان میکند و ادلّة مخالف را بدون هیچ دغدغهای محترمانه به بوته نقد میکشد و آنچه را به خیر و مصلحت امور میپندارد پیشنهاد میدهد و با بیان ادله و براهین، از آن قاطعانه دفاع میکند، گرچه به وضعیت فعلی و قوانین جاری مملکت خود التزام عملی دارد. 3. چنانچه نگاهی سیستمی به خانواده داشته باشیم، بسیاری از رفتارهای کودک در زیر سیستم فرزندی شکل می گیرد؛ یعنی برای اینکه کودک شما در رفتارهای خود دارای پختگی باشد، علاوه بر اینکه با والدین خود تعامل دارد، لازم است با خواهر و برادر در محیط خانواده ارتباط داشته باشد، بدیهی است زمانی که کودکی از داشتن برادر و خواهر محروم شد، رفتارهایی که در سایه تعامل او با برادر و خواهرش شکل می گیرد، در او بوجود نمی آید و رفتارهای کودک از این لحاظ ناپخته می گردد.

دربرخی خانواده ها حریم حرمت پدربزرگ ومادربزرگ محفوظ نیست . به کاربردن این گونه کلمات سبب می شود که فرزندان ازهمان اوان کودکی حریم ادب راجدّی نگیرند. این گونه نباشد که اگر نوزاد دختر باشد ناراحتی و خشم در چهره والدین هویدا شود، همانگونه که در زمان جاهلیت این عادت رواج داشت، چنانچه خداوند(ج) در این مورد می فرماید: «واذا بُشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهوکظیم» هنگامیکه به یکی از آنان مژده تولد دخترداده شود چهره اش سیاه میگردد ومملو ازخشم واندوه می شود. یا به کسی گفته می شود که تمام اینها را در مورد خود به وسیله دانش اعمال می کند (یربّ نفسه بالعلم ) درنتیجه معنای تربیت عبارت خواهد بوداز فراهم نمودن بستری برای برانگیختن ورشد هر گونه استعداد بالقوه دریک موجود، به نحوی که بتواند به شکلی مستمراورا درراه رسیدن به کما ل وجودی یاری دهد . اگرنظر ی به قرآن وحدیث داشته باشیم در بسیاری ازآیات واحادیث به همین موضوع اشاره شده است، ازآن جمله می توان به این آیه وحدیث اشاره کرد: «یاایهاالذین آمنواقواانفسکم واهلیکم نارا» ای مومنان خود و خانواده ی خویش را ازآتش جهنم نجات داده و برکنار دارید. منظور از دوران آزمایشی آن است که کودک موقتاً نزد خانواده داوطلب سرپرستی به سر برد تا خانواده مذکور و مقامات قضائی اطمینان یابند که سرپرستی کودک عملی و ممکن بوده و به مصلحت طفل می باشد.

مردم که منظور حضرت را نفهمیده بودند، از ایشان پرسیدند: گلهای زیبا و شاداب کدام است؟ رسیدگی برخی از استادان به شاگردان علاقهمند و با استعداد، مثلاً فراهم ساختن نیازهای اولیه آنان، نیز یکی از راههای رفع مشکلات دانشجویان بوده است؛ مثلاً، سیدمرتضی علمالهدی (متوفی ۴۳۶) برای شاگردانش شیخ طوسی و قاضی ابنبراج، شهریهای مقرر کرده بود. بنابراین، آموزش رفتار بهنجار جنسی، یکی از وظایف خطیر والدین، مسئولان و اندیشمندان در این حوزه است؛ تا از این مسیر، سلامت و سعادت فرد و جامعه را ضمانت کنند. 1. عبرت، کلید بصیرت است؛ زیرا «مَنْ اعتبر أبصر و مَنْ أبصر فَهِمَ و مَنْ فَهِمَ عَلِمَ؛ کسی که عبرت آموزد آگاهی یابد و کسی که آگاهی یابد، میفهمد و آنکه بفهمد، دانش آموخته است». قال : « الغُلامُ یلعبُ سَبعَ سِنین وَیَتَعَلَّمُ سَبعَ سِنین وَیَتَعَلَّمُ الحلالِ وَالحَرامِ سَبعَ سِنین .2 » « فرزند درهفت سال بازی می کند ودرهفت سال بعد یاد می گیرد ودرهفت سال سوّم حلال وحرام را می آموزد.

اهمیت تربیت : کودک بعد از تولد مانند موم نرمی است که می توان آ ن را به هرشکلی درآورد یعنی هم می توان او را طوری تربیت کرد که به خلیفه الله درروی زمین تبدیل شود وهم می توا ن بوسیله ی تربیت بد او را پست تر از حیوان بارآورد. همچنین مسائل و مباحث آموخته شده به صورتی باشند که کودک در حال و بعد ، آنها را منافی با حق و حقیقت نیابد. درروایتی دیگرمی خوانیم پیامبر( صلّی الله علیه وآله) با اصحابشان ازجایی ردمی شدند ، برخورد کردند به بچّه هایی که درآنجا بازی می کردند . متاسفانه در جوامع امروزی بانام هایی مواجه می شویم که ازدایره اسلام خارج و بوی شرک از آن ترشّح می کند. اگرنوجوانی نتواند به والدین خوداعتماد بکند ، به طورطبیعی ازحوزه ی اثرپذیری وتربیت آنها خارج می شود . پس اگر به طرف خیر و نیکی راهنمائی شود مسلّماً آن عادت را به خود جذب می کند و پرورش می یابد و درنتیجه خود آن کودک و والدین او در دنیا و آخرت خوشبخت خواهند شد. متأسّفانه عدّه ی زیادی ازپدران ومادران این مسئولیّت را درخوداحساس نمی کنند وکمترین توجّهی به آن ندارند ، به این ترتیب بسیاراتّفاق می افتد که درحضورفرزندان خود مشاجره می کنند وگاه ممکن است کاررابه جاهای باریک ترنیز بکشانند .

دیدگاهتان را بنویسید