دانلود 30 عنوان کتاب درباره تربیت اسلامی فرزندان

زندگی رهبر عالیقدر اسلام و ائمّه اطهار (علیهمالسّلام) پُر است از اینگونه برخوردهای عملی که در جهت تربیت کودکان و نقش مؤثر آنها تفسیر و تبیین میگردد و با دقّت در آنها، روشن میگردد بشر هراندازه در مسائل حقوقی و تربیتی پیشرفت کند، سخنی فراتر و بالاتر از اسلام نخواهد گفت و روشی متکاملتر از برنامه عملی اولیای دین نمیتواند بهدیگران عرضه کند. خلاصه اینکه، مواد ذکر شده در اعلامیه جهانی حقوق کودک و کنوانسیون مزبور، مترقّی و متکامل است و اگر بهدرستی بدان عمل گردد، گامهای مؤثر در جهت تربیت رشد و پویایی کودکان برداشته خواهد شد، ولی بسیاری از دولتها و چهبسا برخی از افرادی که این مواد را تصویب کردند، خود بدان عمل ننمودند. و گاه میشد برخی از افراد، طفل شیرخوار خود را خدمت او میبردند تا دربارهاش دعا کند یا او را نامگذاری کند، طفل را بهمنظور احترام و تجلیل از کسانش، در آغوش میگرفت و مورد محبّت قرار میداد، گاهی هم اتفاق میافتاد که طفل در دامن پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ادرار میکرد و صدای اعتراض اطرافیان بلند میشد، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آنان را از اینکه با بچّه دُرشتی و تند خویی کنند منع مینمود و بچّه را آزاد میگذارد تا ادرارش تمام کند آنگاه درباره طفل دعا میکرد و یا اینکه نامی برای او انتخاب مینمود، کسان طفل در نهایت شادی، او را از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میگرفتند، بدون اینکه احساس کنند رهبر عالیقدر اسلام از اینکه طفل او را آلوده کرده است، ناراحت شده باشد و همین که آنها میرفتند، لباس خود را شستشو میداد.

مهارت یافتن متعلم در یک صناعت و حصول ملکه برای وی ، تابع درجة خوب بودن تعلیم و ملکة معلم در آن علم و صنعت است ( رجوع کنید به همان ، ص ۵۰۱).دیدگاه اجتماعی ابن خلدون آنگاه آشکار می شود که بهبود و فراوانیِ صنایع یا فنون و مهارتها را به ازدیاد جویندگان آنها پیوند می دهد و سبب آن را در نهایتِ واقع بینی به این نکته برمی گرداند که آدمیان برای اعمالشان انگیزة اقتصادی دارند و رایگان کار نمی کنند ( رجوع کنید به همان ، ص ۵۰۵)؛ بنابراین ، با تقویت انگیزه های اقتصادی است که شمارِ جویندگان این مهارتها و کیفیت آنها رو به افزایش و بهبود می گذارد. در واقع درخت پرثمر تربیت آنگاه به بار می نشیند که نکات تربیتی درقالب شیوه های درست ومناسب در امر تربیت فرزندان به اجرا درآید. علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) که هم از لحاظ قدرت ظاهری و هم از جهت فضیلت و دانش و معنویت، بعد از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شخص اوّل دنیای اسلام شمرده میشود و آن حضرت او را به امر خداوند متعال برای رهبری جامعه مسلمین برگزیده است، در برابر چند کودک یتیم، زانو میزند و خود لقمه بر دهانشان مینهد و از آنها خواهش میکند که او را به لطف و صفای خود ببخشایند و از اینکه موقعیت طوری پیش آمده که از حال آنان غفلت شده است، او را عفو کنند و در پیشگاه الهی او را به محاکمه نکشانند.

این در حالی است که پیشوایان اسلام، قرنها پیش به این امر مهم توجّه داشته و انجام آنرا به مسلمانان سفارش نمودهاند و در سیره عملی خود به آن عمل نمودهاند. ؛ ارتباطهای خود را قوی تر کنید! از اینجاست که وجود مربی و مدبّر و نیز تن دادنِ تربیت شونده به برنامة تربیتی مربی برای محقق ساختن سعادت ضروری می نماید ( رجوع کنید به همان ، ص ۱۵) و در واقع وظیفة مربی بالفعل ساختن آن چیزی است که بالقوه و بالفطره در سرشت آدمی به ودیعه نهاده شده است ( رجوع کنید به همان ، ص ۷۵). 2. همیشه به آنها پند و اندرز ندهید فقط گوش کنید و گوش کنید. گذشته از نگهداری و تامین معاش کودک، تربیت او نیز بهعهده پدر و مادر و یا کسی است که دادگاه حضانت را به او میسپارد. در سبک سختگیرانه یا سلطه پروری که اصولاً پدرسالاری یا مادر سالاری گفته میشود حرف اول و آخر را یک نفر میزند، مشارکت وجود ندارد و کودکان همیشه دنبال کوچکترین فرصت هستند که از زیر این سلطه خارج شوند. اگر چه بحث در این حوزه از دیرباز وجود داشته است، با توجه به تحولات عصری و چالشهای فراروی انسان قرن بیست و یکم (بهشتی، تربیت کودک در جهان امروز، ۱۶۶) این حوزه نیز مورد توجه و کنکاش بیشتری قرار گرفته است و اهمیت بیش از پیش آن، از تلاشهای تئوری و عملی برای یافتن راه حلها و پاسخ به مشکلات فرارو نمودار گشته است.

«به خاندان پیامبرتان بنگرید، بدان سو که میروند، بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکتتان باز نخواهند آورد. اصل دوّم اعلامیه جهانی حقوق کودک مقرّر میدارد: «کودک باید از حمایت ویژه برخوردار شود و امکانات و وسایل ضروری جهت پرورش بدنی، فکری، اخلاقی و اجتماعی وی به نحوی که سالم و طبیعی و در محیطی آزاد و محترم، توسط قانون یا مرجع ذی ربط در اختیار وی قرار گیرد، در وضع قوانینی بدینمنظور، منافع کودکان باید بالاترین اولویت را داشته باشد». ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی در مقام قاعده کلّی تکلیف پدر و مادر، مقرّر میدارد: «ابوین مکلّف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند». ماده مزبور چنین مقرّر میدارد: «زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود بهیکدیگر معاضدت نمایند». همچنین در موادّی از کنوانسیون حقوق کودک به این مساله اشاره شده، از جمله ماده ۱۸ آن آمده است: «دولتهای عضو، حداکثر تلاش خود را بهکار خواهند بست تا رسمیت این اصل تضمین گردد که هر دوی والدین در پرورش و رشد کودک مسئولیت مشترک دارند. حامیان بین المللی حقوق کودک بعد از قرنها به این فکر افتادند که باید در جهت رشد صحیح و تکامل کودکان چارهاندیشی شود و نتیجه تلاش و کوشش آن، تصویب مواد ذکر شده میباشد که چکیده عمده آن چنین است: «باید مصالح کودک بیش از هر چیز دیگر مورد نظر قرار گیرد».

دیدگاهتان را بنویسید