شیوههای صحیح تربیت فرزند در اسلام تشریح شد – حلقه وصل

پس، این نکتهی اوّل در مورد اهمیت کار بر روی کودکان و نوجوانان است؛ یا به تعبیر بهتر، برای کودکان و نوجوانان است که در حقیقت برای آینده، برای خانوادهها، برای کشور و تاریخ است. در همان زمانی که کشور عثمانی دائماً با ایران جنگ داشت، نفوذ زبان فارسی آنچنان بود که منشی و دبیر دستگاه عثمانی کار خودش را با خطّ فارسی، با عنوان فارسی، با تعبیر و زبان فارسی و با شعر فارسی راه میانداخت! علّت هم این بود که در مهد زبان فارسی – یعنی ایران – کسانی که متصدّیان امور بودند، از زبان فارسی تبرّی میجستند! امروز در مناطق جزیرةالعرب – اینها که عرض میکنم، اطّلاع است، حدس و تخیّل نیست؛ خبر دارم – عربی که مثلاً اهل منطقهی احسا و قطیف(۱) است، که هیچ وقت ممکن نبود یک کلمهی فارسی هم یاد بگیرد، با نشستن پای رادیو و تلویزیون فارسی ایران – که تلویزیون را با بشقاب میگیرد – زبان فارسی میآموزد؛ یعنی میتواند فارسی حرف بزند.

گاهی هم لغت فارسی جعل میکردند؛ لغتسازی میکردند. یک وقت یک نخستوزیر عربزبان، در زمان ریاست جمهوری بنده آمده بود با من ملاقات میکرد – یادم نیست که رئیس جمهور بود یا نخستوزیر – وزیر خارجهاش هم پهلویش نشسته بود. به طور کلی تحصیلات عالی در مرحله پیش از مدرسه، ویژگیهای درخور توجهی داشته است؛ از جمله اینکه، نظام تعلیم و تعلم از آزادی کامل برخوردار بود و حکومت بر دانشمندان و مؤسسات آموزشی نظارتی نداشت. یکی از راه­های پرورش شخصیت عاطفی کودک، ابراز محبت و از جمله بوسیدن است. با من عربی صحبت میکرد، یک جمله را خواست بگوید، آن مفهوم را نتوانست در عربی پیدا کند! من در دلم گفتم بیخود نیست شما اینقدر بدبختید که زبان خودتان را هم بلد نیستید؛ در حالی که شما رئیس کشورتان هستید! این چنین جامعهای نه تنها به سعادت ابدی نمیرسد بلکه در زندگی گذرای این جهان هم دچار انحرافات و کجرویهایی میگردد. یک نکته خرج کردن درست ادبیّات در سطح کشور، در سطح جامعه، یا در سطح جهان است؛ هرجایی که در بُرد ادبیّات ماست. همچنین انسان با بهرهگیری از ویژگی عقلانیت خود و با آگاهی از خدا، جهان و رابطه خویش با جهان میتواند خود را به مقام والایی که شایسته آن است برساند.

با تبیین موارد فوق و شناخت صحیح از رابطه انسان با خالق و رب خود بیشتر به رابطه (دین و تربیت) پی می بریم. مسئولیت انسان در مقابل خدا ورسول: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلاَ تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ) (محمد/ ۳۳)؛۲. برخی از اساتید و صاحبنظران خانواده بر این اعتقاد هستند که 80 درصد تربیت و جامعهپذیری فرزندان بر عهده مادران است و مادران آگاهانه یا ناآگاهانه در این مسئله دخیل هستند. من اعتقاد دارم ما میتوانیم بهتر، عینیتر، دقیقتر و سریعتر کار کنیم و نگذاریم. «هنگامیکه بندگانم از تو دربارۀ من پرسیدند: همانا من نزدیکم جواب دعوتکننده را میدهم هر وقت مرا بخواند». تو در داخل خانهی خودت اینگونه حرکت میکنی، آن وقت دلت میخواهد که زبان به بنگال و به چین و ماچین و به قسطنطنیه برود! خوب؛ وقتی که در مهد زبان فارسی، زبان فارسی اینگونه مورد بیاعتنایی است که بلد نیستند درست فارسی حرف بزنند، انتظار پیشرفتِ آن بیجاست! اینطور لغتسازی میکردند. از این قبیل، زیاد است و شاید اگر کسی واقعاً دنبال کند، بتواند یک دفتر از اینگونه لغتهایی که عمدتاً بر محور لغت انگلیسی میگشته، بیابد.

هرگاه تأدیب و تنبیه فرزند جز با زدن او میسر نباشد، اگر چه با رعایت شرایط ضرورى آن بى اشکال به نظر مى رسد، اما پدر باید به این نکته متوجه باشد که اگر در اثر زدن، بدن فرزند سرخ یا کبود و یا زخمى گردد یا آسیب ببیند و یا احیانا فرزند زیر ضربات پدر، فوت کند، اگر چه بدین منظور پدر قصاص نمى شود (این حکم فقط مختص به پدر است) اما یقینا باید دیه بپردازد، گرچه زدن فرزند به قصد دیگرى جز تأدیب هم نبوده باشد. در دین مبین اسلام، بر خلاف بسیاری از ادیان و فرقه ها، معیشت و مسائل انسانی کوچک شمرده نمی شود؛ بدان دلیل که بدن آدمی را وسیله ای می داند جهت حرکت در راه کمال و سعادت اخروی و خوار شمردن بدن بمنزله خوار شمردن حرکت کمالی و منش و ذات آدمی است و هر آنکس که اقدام به چنین روشی کند، سزاوار عقوبت و مجازات است.

دیدگاهتان را بنویسید